کوروش و اولین آرایشگاه زندگی

از اونجاییکه موهای کوروش پسری بلند شده بود و از زمان تولدش کوتاه نکرده بودیم، پس از راضی کردن پدر خانواده برای کوتاه کردن موهای پسرک در نوزده ماه و یک روزگی  اقدام کردیم

روز پیش از اون براش وقت گرفته بودم و البته نزدیکترین آرایشگاه مخصوص بچه ها به ما بود

خودم را آماده کرده بودم برای یه گریه حسابی و اساسی و ننشستن از آقا کوروش

آرایشگاه خوب و مجهزی بود و همه چیز فراهم بود برای سرگرم کردن بچه ها تا بشینن و موهاشون رو کوتاه کنند

کوروش اولش که پیشبند رو براش بست یه کمی گریه کرد و بعدش دید اوضاع امن و امانه و ساکت تا اخرش نشست و موهاش کوتاه شد :)

باورش برام سخت بود، پسر کوچولوی ما که یک لحظه یه جا دووم نمیاره و همش در حال جنب و جوشه مثل آقاها نشست و هیچی نگفت تا اخرش :)

 خیلی خیلی موهاش خوشگل شده و بهش میاد (یک عدد مامان فرزند شیفته )

 

 

 

 

/ 8 نظر / 29 بازدید
خاطرات خانه کودکی

چه آقا پسري شده ... ما اين امر خطير رو خودمان بر عهده داريم ...سر مفت گير آورديم داريم از خودمون هنر در ميكنيم[نیشخند]

نگار مامان سیاوش

قربونش برم من ..بایدم فرزند شیفته باشی خواهر ..جیگر خاله شیفتگی هم داره آخه[قلب][ماچ] آفرین عشق من که مثل آقاها نشستی [ماچ]

نگار مامان بردیا

ما هم شیفته روی ماه این گل پسر شمایم.شما که جای خود دارین[ماچ]مبارکش باشه انشااله

مامان نوژا

مبارکت باشه خاله جون مامانی اولین کوتاه کردن موی پسری رو بهتون تبریک میگم. انشالله یه روز آرایشگاه دامادیش ببردیش. تربچه خاله رو....

سپیده عمه آریانا

مبارکت باشه شیرین عسلی من . الهی فدات بشم . 1000 ماشااله بووووووووووووووووووووووووووووس برای کوروش نازم[ماچ][قلب][بغل][گل][گل][گل]

مامان ناهید

عزیزدردونه من امیدوارم که روز دامادیت باشم وببینمت

مامان ناهید

عزیزدردونه من امیدوارم که روز دامادیت باشم وببینمت