تاريخ : ۱۳٩٢/۱٢/٦ | ٥:٤٦ ‎ق.ظ | نویسنده : کوروش کبیری

پسر کوچولوی ما الان دیگه کامل حرف مار و متوجه میشه و خودش هم کامل منظورش رو میرسونه 

یه روز  من گفتم کوروش من یه چیز خیلی خوب میخوام بهت بدم یه چیزی که خیلی دوست داری  اگه گفتی چیه ؟!!

کوروش : اومممممم m & m ؟؟؟!!!

مامان : نههههههه 

کوروش : Mac & Cheese ؟؟؟!!!

مامان : نههه یه کمی دیگه فکر کن ؟؟

این وسط بابا با اشاره سعی میکنه به کوروش کمک کنه 

کوروش :  با ذوق دستش رو برد بالا و فریاد زد  "خمیر بازییییییییییییییی " 

 

من بابا احسان رو صدا کردم که بیاد شام بخوریم 

کوروش دوید سمت باباش و گفت : احسان میخوایی بیایی با کوروش  شام بخوری ؟!!! 

 

کوروش خیلی به آب بازی در وان علاقه داره و تا اسم حمام میاد زود لباس و شلوارش رو درمیاره میره توی وان :)) 

بعد هم خودش میگه مامان میخوایی آب بازی کنی با کوروش ؟!!! 

 

علاقه زیادی به خمیر بازی ، آب بازی ، نقاشی و رنگ بازی داره 

به تازگی خیلی از کلمه "جابجا" استفاده میکنه مثلا میگه :

مامان صندلی رو جابجا کردم :) ..... مامان این نون هارو جابجا میکنم 

به نوشتن علاقه شدیدی داره و به صورت خودجوش و خودکار چند تا کلمه یاد گرفته که مینویسه البته که خیلی از حروف رو جابجا و برعکس مینویسه ولی خب تمام تلاش خودش رو میکنه 

 

در تصویر زیر در تاریخ اول مارچ 2014 نوشته :  POLICE  بعد خودش اومده میگه مامان E ِشبیه نردبان شد چرا ؟!!! 

 

 وقتی که از ایران برگشتیم نمیدونم چه اتفاقی افتاده بود که کوروش از ارتفاع می ترسید 

از سرسره بالا نمیرفت یا روی بلندی پاهاش میلرزید و حتی سوار چرخ و فلک که عاشقش بود نمیشد من خیلی از این موضوع ناراحت بودم و خیلی هم مطلب در موردش خواندم و تلاشم رو کردم که به کاری که دوست نداره مجبورش نکنم ولی جاهای که این وسابل بود زیاد میبردمش تا به چشم ببینه که بچه های دیگه بالا میرن و بازی میکنن و هیچ مشکلی پیش نمیاد بعد از مدتی حتی حاضر نیود با من یا پدرش از سرسره پایین بیاد !!!!

دو هفته پیش وقتی که دید دوستش رفته بالا اول کمی نگاهش کرد و خودش شروع کرد به بالا رفتن البته فکرکرد که من حواسم بهش نیست و از اون ور اومد پایین ! من خیلی خوشحال شدم از اینکه این شجاعت رو پیدا کرد که از پله های سرسره بالا بره و بعد سر بخورد 

این هم تصور ذهنی  پسر ما از سرسره  ! اومده میگه مامان سرسره کشیدم این هم پله هاشه :(

 


 

از اونجاییکه این مشکل رو با داخل استخر رفتن هم داشت و همچنان داره ما باید صبوری کنیم تا این هم برطرف بشه و از شنا لذت ببره :) 

فعلا تا حدی موفق شدیم ولی تا پسرک ما یخش باز بشه و بخواد داخل آب بیاد خسته شدیم و باید برگردیم 

این هم اثر هنری پسر ما که خودش با لگو درست کرده :)

 


 اومده میگه مامان TOW TRUCK ماشین حمل ماشین درست کردم 

این هم اثر هنری دیگه ایی از پسری : چشم چشم دو ابرو به شیوه جا کم آوردن 

 


 

ما در یکی از برنامه های "جیمباری " شرکت کرده بودیم که همزمان با والنتاین بود و این هم کاردستی پسرک ما در روز ولنتاین که در کارگاه جیمباری درست شده 


در حال حاضر کارتون مورد علاقش Curious George  هست و در هر شرایطی اول ترجیح میده اونو نگاه کنه 

کارتون های میکی موس ، توماس ، کیپر و .... 

شخصیت کارتونی مورد علاقش یک ماهی میشه که میکی موس شده به حدی که جای "حبیب" که پیش از این دست در گردن باهاش میخوابید رو گرفته است :)

 

خیلی خیلی با محبت هست و وقتی که بهش میگیرم که با دوستت عکس بنداز قشنگ دستش رو میندازه گردن دوستاش و عکس میندازه 

خیلی خیلی اجتماعی هست و به خیلی زود با همه دوست میشه و خوش و بش میکند 

 

عاشق کتاب خودن هست و باید بگم که روزی 10 تا کتاب باید خوانده شود و هر کدام 2-3 بار

همه کتابهایی رو که میخوانیم که به انگلیش چه پارسی از حفظ هست بنابراین نمیتونیم ذره ایی کم کاری کنیم و جا بذاریم :)

کتاب مورد علاقه  : می می نی  ، Curious George ، کتابهای Little People  و ....

 خودش هم وقتی نقاشی میکنه برای نقاشی هاش داستان درست میکنه و تعرف میکنه البته به سبک خودش :) 

یه کتابی برای گرفته ام که 10 تا ستاره آرزوهای چند تا ببعی رو برآورده میکنن حالا این کتاب که مامان به سبک خودش ترجمه کرده  شده قصه پیش از خواب کوروش کوچک ما 

کوروش که از تکراری شدن داستان خسته میشه و آرزوهای ببعی هارو با آنچه که خودش دوست داره عوض میکنه و داستان رو جذاب تر میکنه :) یعنی میگه مامان به جای اینکه ببعی از ستاره کلاه بخواد یه کامیون گنده بخواد ! 

کیبورد رو روشن میکنه و خودش مینشینه روی مبل رو ترانه سرایی میکنه :) 

دیروز تو پاساژ داشتیم قدم میزدیم 

کوروش : مامان Daddy کجاس ؟!!

مامان : چی ی ی ؟!! ددی کیه ؟!

کوروش : بابا احسان رو میگم دیگه !!!

 

بهش یدونه  پنیر میخواستم براش باز کنم که یه تیکش جدا شد !

کوروش : مامان درستش کن بده !

مامان : مامان اینو که نمیتونیم بچسبونیم همینجوری دوتیکه بخورش 

کوروش : let's try !

با اینکه کوروش مدرسه نمیره ولی کلمات انگلیسی که میدونه درست و به جا به کار میبره !!

 

 



  • قالب وبلاگ
  • فرش