تاريخ : ۱۳٩۱/۱٢/٢ | ٥:۳٧ ‎ب.ظ | نویسنده : کوروش کبیری

از اونجاییکه موهای کوروش پسری بلند شده بود و از زمان تولدش کوتاه نکرده بودیم، پس از راضی کردن پدر خانواده برای کوتاه کردن موهای پسرک در نوزده ماه و یک روزگی  اقدام کردیم

روز پیش از اون براش وقت گرفته بودم و البته نزدیکترین آرایشگاه مخصوص بچه ها به ما بود

خودم را آماده کرده بودم برای یه گریه حسابی و اساسی و ننشستن از آقا کوروش

آرایشگاه خوب و مجهزی بود و همه چیز فراهم بود برای سرگرم کردن بچه ها تا بشینن و موهاشون رو کوتاه کنند

کوروش اولش که پیشبند رو براش بست یه کمی گریه کرد و بعدش دید اوضاع امن و امانه و ساکت تا اخرش نشست و موهاش کوتاه شد :)

باورش برام سخت بود، پسر کوچولوی ما که یک لحظه یه جا دووم نمیاره و همش در حال جنب و جوشه مثل آقاها نشست و هیچی نگفت تا اخرش :)

 خیلی خیلی موهاش خوشگل شده و بهش میاد (یک عدد مامان فرزند شیفته )

 

 

 

 



  • قالب وبلاگ
  • فرش