تاريخ : ۱۳٩۱/۱٠/۱٥ | ۸:٤٥ ‎ب.ظ | نویسنده : کوروش کبیری

همیشه وقتی تو وبلاگها میدیم که بچه ها با رنگ انگشتی کلی کیف میکنن دوست داشتم که کوروش به  سنی برسه که منم بتونم رنگ انگشتی رو براش بگیرم و یه روز خوب و شاد داشته باشه

دیروز رنگ انگشتی با دفتر مخصوصش رو که سفارش دادم رسید و من و اجسان با هیجان بازش کردیم

کوروش اول نگاه کرد ببینه ما داریم چیکار میکنیم بعد من دستشو گرفتم زدم تو رنگ و زدم روی کاغذ ... چهره کوروش دیدنی بود اون لحظه شکلی به خودش گرفته بود که انگار دستش تو چی فرو رفته و به سرعت مالید به لباسش

به من میگفت مامان "اِه" یعنی تو بکش من تماشا کنم منم ساعت و ماه و ستاره و چیزایی که بهش علاقه داره رو براش کشیدم انگار اینجوری بیشتر دوست داشت

بعدش هم رفت آب بازی و یک ساعت آب بازی کرد کاری که عاشقشه

وسایل رنگ انگشتی رو گوشه ایی گذاشتم و رفتم دنبال کارم ! آخر شب دیدم رفته وسایل رو ته کمدش قایم کرده !!!

من یک عدد مامان نازنین ناامید که تا این حددددددد بدش اومد ؟؟!!! در صورتی که به ماژیک و مداد شمعی و خودکار و مداد و ... خیلی علاقه نشون داد !

قرار بر این شد که چند روز دیگه دوباره امتحان کنم

این بود هیجان فروکش کرده یک مامان خوشحال :)

پی نوشت : کوروش دوست نداره دستش کثیف بشه مثلا وقتی با عسل چسبناک میشه یا حتی زمانی که کرم میزنم زودی دستش رو با لباسش پاک میکنه در نتیجه این مامان خوشحال فکر کرد برای همین کوروش پسری رنگ انگشتی دوست نداشت

 

 



  • قالب وبلاگ
  • فرش