تاريخ : ۱۳٩٠/۱۱/٧ | ۱۱:٠۸ ‎ب.ظ | نویسنده : کوروش کبیری

امروز پسر نازم کوروش ۶ ماه و نیمه میشود

باورم نمی شود که پیش از این ۶ ماه من چگونه زندگی می کردم

این روزها باگفتن کلمه " ماما" و "بابا" شگفت زده مان می کند البته نمی دانم که این کلمات به معنای واقعی ادا میشوند یا نه ! ولی زمانی که می گوییم بگو ماما یا بابا پس از کمی نگاه کردن تکرار می کند

بسیار شیرین شده است ! البته به قول بابا جونش کوروش همیشه شیرین بوده و پسری به قشنگی کوروش تا به حال زاده نشده است

به سیم خیلی علاقه داره  و هر جا که باشه خودش رو به جایی میرسونه که سیم لپ تاپ یا شارژر یا ... باشد

سینه سینه رفتنش کمی پیشرفت کرده است و روی زانوهاش قرار میگیره و درست در ۶ ماه و نیمگی خیلی به سمت جلو حرکت می کند . دست چپش رو زیرش میزاره و خودش رو به سمت جلو می کشد و برای بدست آوردن چیزی که می خواد کوشش می کنه که خودش رو بهش برسونه 

 

هر جا می زارمش زود حالت چهار دست و پا میشه

مقاله های باباش رو پاره میکنه و باباش قربون ضدقش میره

موهاش پرپشت تر شده :))

واکسنش رو هم با تاخیر در ۶ ماه و نیمگی زدیم و خوشبختانه تب  نکرد و تنها همون لحظه که سوزن تو پاهاش کوچولوی توپولش فرو رفت جیغ کشید وگریه کرد که اون هم با دوای همیشگی آروم شد

وزن کوروش در ۶/۵ ماهگی ۹۳۰۰ کیلوگرم و قدش ۷۲.۵ سانتیمتر بود

اولین مسافرتش در شهر جدید به نیویورک در تاریخ ۲۱ ژانویه ۲۰۱۲ بود که برای تولد دعوت شده بودیم ولی کوروش خیلی غریبی کرد و حتی بغل باباش آروم نمی شد

اولین برف زندگیش رو در ۶ ماه و ۹ روزگی تجربه کرد که بسیار براش جالب بود و همه جا رو زیر نظر داشت ولی فکر کنم برای مامان و باباش بعد از ۴- ۵ سال زندگی ر آریزونا جالبتر بود


بسیار کنجکاو شده است و می خواد سر از همه چیز در بیاره خیلی بانمک به من و بعد هم به باباش نگاه می کنه و با شیطنت دستش رو سمت لپ تاپ میبره

 

 

 



  • قالب وبلاگ
  • فرش