تاريخ : ۱۳٩٢/۱٠/٢٢ | ٤:۳٠ ‎ب.ظ | نویسنده : کوروش کبیری

کوروش کوچک ما روز یازدهم ژانویه 30 ماهه یا دو سال ونیمه شد !

این روزها آقای کوچک خانه ما  پر است از پرسش های جور و واجور که ما گاهی از جوابش میمانیم !! از لوله های فروشگاههای بزرگ که از سقف رد شدن تا حرکت مورچه و سنجاب و .. همه برایش جذاب و جای پرسش دارد

قایم موشک بازی را دوست دارد ولی گاهی از نبودن  من ناراحت میشود و با صدای بلند مرا صدا میکند تا پیدا شوم :))

عاشق  آب بازی است و ما پس از مدتها پیروز شدیم که از ریختم آب روی سرش خوشش بیاید و خودش با میل خودش زیر دوش آب بایستد ولذت ببرد 

چند روز پیش پس از مدتها رفتیم استخر که البته طبق همون چیزی که پیش بینی میکردیم کوروش داخل آب نرفت و کنار استخر نشست و اما درنهایت باگریه روانه خانه شد!

بگو مادر آخه نه به اون تو آب نرفتنت و نه به اون گریه کردن برای ادامه آب بازی !!

شب گذشته هم منزل یکی از دوستان دعوت بودیم که باباها پسر کوچولوها رو بردن استخر و کوروش کلی در کنار دوستش آرین لذت برد و کلی بهش خوش گذشت 

 

کوروش اسامی بیشتر حیوانات را میداند و  ما را متعجیب میکند به کتاب بسیار علاقمند است و برای زمان بازی خواندن کتاب را انتخاب میکند 

داشتم برایش کتاب میخواندم جایی عکس شیر دریایی بود که من حتی نام پارسیش رو فراموش کرده بودم 

رو به بابا احسان پرسیدم : این چه حیوانی بود ؟

کوروش : مامان WALRUS  

خیلی خیلی شیرین زبان و با نمک شده است و هر روز ما را شگفت زده میکند 

 

و نقاشی های جدید کوروش : 

 

 اردک 

ا

 شیر 





تاريخ : ۱۳٩٢/۱٠/۱٧ | ٦:٤٧ ‎ب.ظ | نویسنده : کوروش کبیری

 

اول از همه میخوام تولد عشقم رودوباره  بهش شادباش بگم و براش بهترین هارو آرزو کنم امیدوارم همیشه گل لبات بخنده سیاوشم و شاد و شاد و همیشه شاد باشی 

 

12 دی ماه تولد سیاوش ما بود که  پنج ساله شد 

 

از آنجاییکه شب یلدا و کریسمس به هم نزدیک هست ما و دوستانمون تصمیم گرفتیم که هر دو برنامه رو داشته باشیم

بنابراین شب یلدا رو در منزل یکی از دوستانمون جمع شدیم و کریسمس رو خونه ما جای همگی خالی خیلی خیلی خوش گذشت !

  

 

 

 

 


  برای شب سال نو هم تصمیم گرفتیم که آتش بازی رو تماشا کنیم برای همین برای شام با دوستانمون قرار گذاشتیم و بعدش هم برای تماشای آتش بازی راهی شدیم

  

 

 

ولی متاسفانه کوروش با دیدن اولین آتیش بازی و شنیدن صداش کمی ترسید و از اونجاییکه خوابش هم میومد خودشو گوله کرد تو بغل من و خوابید ! ما هم از فرصت استفاده کردیم و تو اون هوای سرد تو ماشین نشستیم

حالا از اون روز که آتش بازی رو از دست داده مرتب در موردش صحبت میکنه و خاطراتش رو مرور میکنه

کوروش : مامان آتیش بازی رو دیدی ؟

مامان : بله عزیزم شما دیدی ؟

کوروش : نه ندیدم

مامان : چرا ؟!!

کوروش : فکر میکنه و میگه " خوابش میومد" یعنی خوابم میومد :))

عمرا اگه ترسیده باشه بچم :)))

کوروش ما الان نزدیک دو سال و نیمگی هست و پیشرفت هاش از دست ما خارج شده هر روز یه جوری ما رو شگفت زده میکنه ! هم با کارهاش هم با حرف زدن و نقاشی هاش !

چک آپ دو سال و نیمگی رو به خاطر پایان سال و تغییراتی در بیمه زودتر بردیم و خوشبحتانه همه چیز عالی و خوب بود از نظر قدی روی نموداد 65% و از نظر وزنی هم روی همین نمودار ودور سر روی نمودار 60%

وزن در دوسال و  نیمگی : 14300

قد در دوسال ونیمگی : 93

نظر دکتر کوروش بر این هست که کوروش نسبت به همسن های خودش پیشرفته تر هست و نیاز هست که برای مدرسه رفتن به مدارس مخصوص بره !البته ما تا 3 سالگی تصمیمی برای مدرسه گذاشتن کوروش نداریم

دامنه لغات کوروش هر روز بیشتر و بیشتر میشه و باید بگم دیگه کامل حرف میزنه هر چند که گاهی فعل ها و .. رو جابجا میگه

خودم ویدیو های قدیمش رو که میبینم مثلا زمانی که ایران بودیم کاملا تغییر کرده هم طرز حرف زدن و حرکاتش و تا حتی تن صداش !

بخشی از گفته های کوروش پسری :

کوروش : مامان میدونی ICE CREAM چیه ؟

مامان : تو بگو چیه ؟

کوروش : بستنیه :))

 

کوروش برای خودش پرسش مطرح میکنه و جوابش رو خودش میده :)

 

کوروش در حالیکه یه بیسکوییت گرد دستش گرفته :

??What is this shape

??Is That OVAL 

NOOOOOOOO

It is CIRCLE

That's Right

از خودش میپرسه شکل این بیسکوییت چیه ؟ و دوباره از خودش میپرسه : آیا این بیضی هست ؟؟

دوباره جواب میده : نههههههههههههه این دایره هست و در ادامه میگه : بلههههه درسته :)

 

من و پدرش هر دوتو خونه فقط پارسی حرف میزنیم و زمانی که کوروش کلمات و جملات انگلیسی رو درست و به جا استفاده میکنه خیلی خیلی تعجب میکنیم !!!

 

از برف  بازی اومدیم و پیش از اینکه پوتینشو در بیارم :

کوروش : WOW maman It was a lot of fun

مامان : :O:O

کوروش از پله ها بالا میرفت و دوستش داشت یواش یواش میومد کوروش بر میگشت پشت سرش رو نگاه کنه ببینه ZOEY میاد یه نه !

من بهش گفتم کوروش بهش بگو  بیا ( پارسی گفتم )

کوروش : Zoey Come on

 



  • قالب وبلاگ
  • فرش